تعقیبات نماز در موبایل

تعقیبات نماز در موبایل

۳۱ خرداد, ۱۳۸۶ توسط حاج آقا

 بعد از نماز حتما مشتاق خواندن تعقیبات آن هستید

چند عکس آماده شده که تعقیبات نماز در آنها درج شده است تعقیبات نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء که خیلی مناسب گوشی های موبایل است از آنجایی که نرم افزاری نیست مناسب تمامی گوشی ها می باشد(البته سری ۶۰)

با حجم:۱۱۸ kb

برای باز کردن فایل از حالت فشرده رمز زیر را وارد کنید

رمز:www.yahaq.org

دریافت (9)


قال على : و الله اخذت فى امرنا و غسلتها فى فمیصها و لم اکشفه عنها، فو الله لقد کانت منیونه طاهره مطهره ، ثم حنطتها من فضله حنوط رسول الله (ص ) و کفنتها و ادرجته فى اکفانها، فلما همت ان اعقد الدا، نادیت : یا ام کلثوم یا زینب یا سکینه (کذا) یا فضه یا حسن یا حسین ! هلموا تزودوا من امکم فهذا الفراق ، و اللقا فى الجنه .
فاقبل الحسن و الحسین و هما ینادیان : واحسرتا لاتنطفى ابدا من فقد جدنا محمد المصطفى و امنا فاطمه الزهرا یا ام الحسن و یا ام الحسین ادا لقیت جدنا محمدا المصطفى فاقرئیه منا السلام و قولى اه انا قد بقینا بعدک یتیمین فى دار الدنیا.
فقال امیر المومنین : انى اشهد اله آنهاقد حنت و انت و مدت یدیها و ضمتهما الى صدرها ملیا و ادا بهاتف من السما ینادى : یا ابا الحسن ! ارفعهما عنها فلقد ابکیا و الله ملائکه السماوات ، فقد اشتاق الحبیب الى المحبوب . قال فرفعتهما عن صدرها و جعلت اعقد الردا

فاطمه را در همان جمه اى که به تن داشت غسل دادم . به خدا قسم که او پاک و پاکیزه و در نهایت طهارت بود. پس از انجام غسل ، پیکر او را با باقى مانده حنوط پدرش (که از بهشت آورده بودند) حنوط کردم و در کفن پیچیدم و پیش از آنکه بندهاى کفن را گره بزنم صدا زدم : اى ام کلثوم ، زینب ، سکینه ، فضه ، حسن ، حسین همه بیایید و آخرین بار مادرتان را ببینید؛ بیایید و از وى توشه برگیرید که دیدار به قیامت است .
حسن و حسین جلو آمدند و خود را بر سینه مادرشان انداختند (آن دو مى گریستند و ناله مى کردند) و مى گفتند: واحسرتا از دورى جدمان محمد و واحسرتا از جدایى مادرمان فاطمه ، اى مادر حسن ، اى مادر حسین ، سلام ما را به جدمان برسان و به او بگو که پس از وى ما یتیم و بى سرپرست گشتیم .
خدا را گواه مى گیرم ، دیدم فاطمه ناله اى کرد و دستهاى خود را گشود و بچه ها را در آغوش فشرد و آنان را لحظاتب همچنان بر سینه داشت در این حال صدایى از آسمان به گوشم رسید که گفت : اى ابوالحسن ! بچه ها را از آغوش مادرشان برگیر، به خدا سوگند، این کودکان فرشتگان آسمانها را به گ نشاندند. خدا و رسول او در انتظار فاطمه اند.
بچه ها را از آغوش مارشان گرفتم و بندهاى کفن را بستم ....

بحار، ج 43، ص 179.


<   <<   11   12   13   14   15   >>   >
  • تابستان 1386
    پاییز 1385
    بهار 1385
    زمستان 1384
  •  
  •  

    بازدید امروز: 3| بازدید دیروز: 1 | بازدید کل: 21680